آلبرت انیشتین از حامیان صهیونیسم بود . حمایت او از صهیونیسم باعث خشم راستگرایان آلمان شد .
انیشتین در سال 1939 کتابی نیز به نام «درباره صهیونیسم»( About Zionism ) نوشت .او پس از
سفر به آمریکا به سخنرانی هایش به نفع صهیونیسم ادامه داد .اینشتین در یک سخنرانی در هتل
کومودور نیویورک ، به مردم گفت «آگاهی من از ماهیت اصلی یهودیت با عقیده یک کشور یهودی دارای
مرز، ارتش ، و درجهای از قدرت دنیوی هر جقدر هم که متعادل باشد، مخالف است . من نگران آسیب
داخلی هستم که یهودیت متحمل آن خواهد شد . » او همچنین یک نامه سرگشاده منتشر شده در
نیویورک تایمز را نیز امضا کرد این نامه مناخیم بگین و حزب ملیگرای هروت را خصوصا برای برخورد
نامناسب با بومیان عرب در جریان دیر یاسین توسط ارگون پیشینیان هروت محکوم کرد .
علیرغم این نگرانیها ، او در تأسیس دانشگاه عبری در بیتالمقدس ، فعالیت بسیاری کرد و در سال
(۱۹۳۰) کتابی با عنوان «در مورد صهیونیسم : مجموعه مقالات و سخنرانیهای استاد آلبرت اینشتین»
، منتشر کرد و مقالات خود را وقف آن دانشگاه کرد . بعدها ، در سال ۱۹۵۲ ، به اینشتین پیشنهاد شد
که به عنوان دومین رئیسجمهور کشور جدید اسرائیل قدرت را در اختیار بگیرد ، اما او این پیشنهاد را
نپذیرفت ، و گفت که فاقد توانایی لازم برای این کار است . با این وجود ، اینشتین بقیه عمر خود را وقف
رفاه اسرائیل و مردم آن کرد
آلبرت اینشتین از ۱۹ اوت ، ۱۹۴۶ ، با اعلام تشکیل بنیاد آموزش عالی آلبرت اینشتین ارتباط نزدیکی با
طرحهایی داشت که مطبوعات از آن تحت عنوان «یک دانشگاه همگانی یهودی» نام میبرد ، اما وی
در ۲۲ ژوئن ، ۱۹۴۷ ، از حمایت از این بنیاد دست برداشت و با استفاده از نامش در این بنیاد مخالفت
کرد .این دانشگاه در سال ۱۹۴۸ با نام دانشگاه برندیس افتتاح شد .
اینشتین ، به همراه آلبرت شوایتزر و برتراند راسل ، علیه آزمایش هستهای و بمب اتم مبارزه کردند .
اینشتین به عنوان آخرین اقدام عمومی خود ، تنها چند روز پیش از مرگ ، بیانیه راسل-اینشتین را امضا
کرد ، که این اقدام وی منجر به برگزاری کنفرانس پوگواش در مورد علوم و امور جهان شد
تابعیت
اینشتین در آلمان به دنیا آمد . وی در ۱۷ سالگی ، در ۲۸ ژانویه ، ۱۸۹۶ ، با تایید پدرش خواستار پایان
دادن به تابعیت آلمانی خود شد . او در طول پنج سال یک بیوطن بود . در ۲۱ فوریه ، ۱۹۰۱ او تابعیت
سوئیس را به دست آورد ، و هیچگاه این تابعیت را ملغا نکرد . اینشتین در آوریل ۱۹۱۴ یعنی زمانی
که وارد خدمات اجتماعی پروس شد به تابعیت روسیه درآمد ، اما به دلیل موقعیت سیاسی و آزار و اذیت
یهودیان در آلمان نازی ، او خدمات اجتماعی را در مارس ۱۹۳۳ رها کرد و در نتیجه تابعیت پروس را نیز از
دست داد . در ۱ اکتبر، ۱۹۴۰، اینشتین تابعیت ایالات متحده آمریکا را به دست آورد . او تا زمان مرگ
۱۸ آوریل ۱۹۵۵ هم تبعه ایالات متحده آمریکا و هم تبعه سوئیس بود .
انشتین و تفریحات
آلبرت اینشتین تبدیل به موضوع تعدادی رمان ، فیلم و نمایشنامه ، از جمله رمان رماننویس فرانسوی
ژانکلود کاریر در سال ۲۰۰۵ ، با نام Einstein S'il Vous Plait (به معنی لطفا آقای اینشتین) ، فیلم
بیاهمیتی ساخته نیکولاس روگ ، فیلم آیکیو ساخته فرد شپیسی (در این فیلم والتر متهو نقش
اینشتین را ایفا میکرد) ، رمان «رویاهای اینشتین» نوشته آلن لایتمن ، و نمایشنامه طنز
«پیکاسو در چابکی خرگوش نوشته استیو مارتین شد .اینشتین همچنین موضوع اپرای بیهمتای
اینشتین در ساحل اثر فیلیپ گلس بود . شخصیت طنز اینشتین موضوع نمایشنامه تکبازیگر اد متزگر
با نام آلبرت اینشتین: قلندر اهل عمل نیز بود .زندگی نامه ی آلبرت انیشتین-Albert Einstein
اغلب در داستانها از وی به عنوان الگویی برای ترسیم دانشمندان دیوانه و اساتید حواسپرت استفاده
میشود ، چرا که شخصیت وی و مدل موهایش نمایانگر بیقاعدگی ، یا حتی دیوانگی است و اغلب
مورد تقلید یا اغراق قرار میگیرد . فردریک گلدن نویسنده تایم از اینشتین به عنوان تحقق رویای
یک کارکاتوریست یاد کردهاست.
در جشن تولد ۷۲ سالگی اینشتین در سال ۱۹۵۱ ، آرتور ساسه عکاس یو پی آی تلاش میکرد تا وی
را متقاعد کند که در برابر دوربین لبخند بزند . اینشتین که این کار را آن روز بارها برای عکاس انجام
داده بود ، در عوض زبان خود را از دهان خارج کرد . این تصویر به خاطر به تصویر کشیدن تعارض
در رفتار یک دانشمند نابغه و سبک سری وی تبدیل به نمادی در فرهنگ عامه شدهاست .
یاهو سیریس ، یک فیلمساز استرالیایی ، این تصویر را به عنوان الهام بینالمللی برای فیلم بینالمللی
و نابهنگام اینشتین جوان استفاده کرد . این تصویر همچنین در انگلیس به عنوان بخشی از آموزش
خوانش پریشی به کار میرود ، که طی آن مجموعهای از پوسترهای دانشمندان ، متفکران و هنرمندان
بزرگ به تصویر کشیده شده و ادعا میشود (این امر در پوسترها مشخص نشده) که همه آنان مبتلا به
خوانشپریشی هستند .زندگی نامه ی آلبرت انیشتین-Albert Einstein
اظهارات و بحث ها
بر اساس برخی اظهارات اینشتین یک دانشآموز ضعیف بوده و در آموزش با سختی مواجه بودهاست ،
یا اینکه دارای نوعی وهمگرایی (همچون درخودماندگی، یا نارسایی آسپرجر) ، خوانش پریشی ،
و یا نارسایی بیشفعالی فاقد توجه است . بر اساس زندگینامه اینشتین به قلم پیس ، این اظهارات
بیاساس هستند . برخی محققان نیز گهگاه خلاف آن را ادعا کردهاند ، اما اکثر مورخان و پزشکان
اعتقاد چندانی به تشخیص طبی در گذشته خصوصا در مورد شرایط حاد و بحرانی همچون نارسایی
بیشفعالی فاقد توجه نداشتهاند . بررسی مغز آلبرت اینشتین پس از مرگ وی هیچگونه شواهد خاصی
در مورد بیماری خاصی به دست ندادهاست .زندگی نامه ی آلبرت انیشتین-Albert Einstein
اینشتین در سال ۱۸۹۶ دیپلم خود را گرفت. ۶ بهترین نمره ممکن بود.
شایعه رایج در مورد رد شدن اینشتین در درس ریاضی صحت ندارد . بر خلاف آن ، اینشتین همواره
استعداد عجیبی در علوم ریاضی داشت ؛ وقتی او دیپلم خود را به دست آورد ، او بهترین نمره
(۶ از ۶) را در درسهای جبر ، هندسه و فیزیک به دست آورد .نظام نمرهدهی در سوئیس،
که در آن "۶" بالاترین نمرهاست ، ممکن است با نظام نمرهدهی در آلمان که در آن نمره "۱" بالاترین
نمرهاست به اشتباه گرفته شده باشد . با این وجود ، آلبرت اینشتین تا ۱۵ سالگی نمرات پایینی
در دروس تاریخ ، زبان و جغرافیا میگرفت .
در مورد خصیصه کودکی اینشتین در مورد زبانآموزی با تاخیر (که خود به عنوان دلیلی در برابر ادعاهای
مبنی بر نارسایی آسپرجر به کار میرود : شرح بالینی آسپرجر شامل زبانآموزی توام با تاخیر نیست )،
شمار معدودی گفتهاند که اینشتین دارای لالی انتخابی بودهاست و ممکن است تا زمانی که نتوانسته
به صورت کامل جملات را ادا کند از تکلم امتناع کرده باشد . گرچه این مفهوم با طرح یک کمالگرای
حساس ( زمانی که اینشتین شروع به صحبت کرد ، قبل از اینکه عبارت را یکجا بگوید ابتدا آن را
تکرار کرده و بعد آن را ادا میکرد ) ، همخوانی دارد این امر تا جایی ادامه مییابد که لالی انتخابی –
به نحوی که امروزه شناخته میشود – دیگر به عنوان یک سکوت اختیاری در نظر گرفته نمیشود .
این اصطلاح به تازگی به افرادی اطلاق میشود که در شرایط اجتماعی خاصی قادر به صحبت نیستند .
این امر در مورد اینشتین ، که تا زمانی که شروع به صحبت کرد اصلاً نمیتوانست سخن بگوید فاقد
کارایی است .
به گفته دکتر استیو پینکر متخصص اعصاب ، کالبدشکافی مغز اینشتین نشان میدهد احتمال اینکه
اینشتین ، در کودکی ، یک نوع ناشناستر از تاخیر در تکلم مرتبط با رشد غیرعادی و سریع پیش از
تولد در نواحی مغز که مسئول منطق تحلیلی و فضایی است ، در وی زیاد است . در واقع رشد سریع
این نواحی از مغز منجر شدهاست مجال کمتری به دیگر کارکردهای مغز که مسئول تکلم هستند
اختصاص داده شود . پینکر و دیگران از این فرض برای شرح رشد ناهماهنگ دیگر افراد نابغه که
دیر زبان به سخن گشودهاند همچون جولیا رابینسون ریاضیدان ، آرتور روبین اشتاین و کلارا شومن
پیانیست ، و ریچارد فاینمن و ادوارد تلر فیزیکدان استفاده کردند ، گفته میشود این افراد نیز در کودکی
بخشی از ویژگیهای خاص اینشتین ، همچون کجخلقی زیاد ، فردگرایی خشن و نیز علایق شدیدا
گزینشی را داشتهاند . توماس ساول رونامهنگار و اقتصاددان از دید یک غیرآسیبشناس با ساخت
واژهای در ارتباط با نارسایی – «نارسایی اینشتین» – این مجموعه مشخصات که در درصد محدودی
(گرچه میزان محدودیت قابل بحث است) از کودکانی که گرچه دیر زبان به سخن گشودهاند اما از نظر
تحلیلی تبدیل به افرادی پیشرفته و (علیرغم) دخالتهای گسترده پزشکی از نظر اجتماعی سرشناس
دیدهمیشود.زندگی نامه ی آلبرت انیشتین-Albert Einstein
روابط شخصی
نامههایی که اینشتین به خویشاوندان خود نوشته و در دانشگاه عبری بیتالمقدس نگهداری میشود ،
مشخص میکند که اینشتین در طول حیات خود ، معشوقههای بسیاری داشته که با دو تن از آنان
ازدواج کردهاست . باربارا وولف از بخش بایگانی اینشتین دانشگاه عبری حدود ۳۵۰۰ صفحه از مکاتبات
اینشتین از جمله نامههای وی به دو همسر و کودکانش طی سالهای ۱۹۵۵-۱۹۱۲ را منتشر کردهاست .
اینشتین در نامههای خود به همسر دومش السا و دختر وی مارگوت ادعا میکند که زنان توجه بسیاری
به وی میکنند . یکی از معشوقههای وی ، که یک برلینی سرشناس با نام اتل میچانوسکی بیان
داشته که وی مرا تا انگلیس تعقیب کرده، و این کار او غیرقابل تحمل شدهاست.بیماری اسکیزوفرنی
ادوارد پسر اینشتین به شدت وی را عذاب میداد ، و او بارها گفته بود بهتر بود ادوارد هیچگاه به دنیا
نمیآمد . اینشتین دخترخوانده خود را میستود و در نامهاش به السا در سال ۱۹۲۴ ، نوشت :